دومین نامه فرید به مهران و جواب آن
نامه ی دوم فرید به مهران
سلام مهران عزیز.
از توجهت و نامه ی فوق العاده ت بسیار ممنونم.
من هم باهات کاملا موافقم که هیچ کس نمی تونه بر اساس تجربیات و نظرات خودش برای دیگران نسخه بپیچه، چیزی که من همیشه به اطرافیانم می گم اینه که هر کس باید توی دوستی و رابطه و عشق (و حتی عشقبازی و همخوابگی) روش شخصی خودش رو داشته باشه و با پاهای خودش حرکت کنه، اما چیزی که مسلمه اینه که فهمیدن نظرهای دیگران و آشنا شدن با تجربه های اون ها می تونه ذهن آدم رو باز تر کنه و ایده های جدیدی بهش بده.
حرف هایی که گفتی کاملا برای من مفیده، مخصوصا بعضی قسمت ها که شاید تا به حال توجه کمتری بهش داشتم: این که با خودم تصفیه حساب کنم، مساله ی احترام و رعایت طرف مقابل، و این که عشق می تونه بعدا به وجود بیاد. حرف یکی از دبیرهای دوران مدرسه یادم هست که می گفت: عشق میوه ی یک رابطه ست نه ریشه ی اون. و خود من هم همیشه سعی کردم و می کنم که توی رابطه ای که شروع می کنم دنبال ارضای سریع عشق و احساسات توفانی نباشم و بذارم همه چی طوری جلو بره که عمق و استحکام رابطه بیشتر بشه.
چیزی که در مورد نزاع لفظی در اوایل رابطه تون گفتی تصویر خیلی قشنگیه که همیشه توی ذهن من می مونه...
اما خوندن نامه ت سوال های تازه ای رو برام مطرح کرد که مایلم در موردش صحبت کنیم. برای خود من خیلی وقت ها پیش اومده که احساس کنم طرف مقابلم خیلی با ایده آل های من متفاوته، یعنی هم من و هم اون می تونیم با کس دیگه ای، رابطه ی بهتر و راحت تری داشته باشیم؛ یا این که احساس کردم بعضی از روحیات و علایق و سلایق ما اصلا با هم جور در نمیاد.
منظورم اینه که گاهی میشده که حس کنم دوست پسری که دارم با چیزی که قبلآ تو ذهنم بوده و با معیارهایی که داشتم کاملآ جور نیست، یعنی خیال می کردم شاید بتونم کس دیگری رو پیدا کنم که باهاش رابطه بهتر و کاملترو رضایت بخش تری داشته باشم.
البته این احساس خیلی از اوقات موقتی بوده ولی باید اعتراف کنم گاهی فکر کردن به اون باعث شده یک نارضایتی تو پس زمینه ی ذهنم به وجود بیاد. خب مسلمه که توی یک رابطه ی طولانی مدت این احساس می تونه مشکلاتی به وجود بیاره. می خوام ببینم تو با این احساسات – اگر داری و هست – چطور کنار میای و چطور اونها رو حل می کنی. آیا دو نفری در موردش گفتگو می کنین؟ آیا چشمت رو به این موارد می بندی؟ آیا سعی می کنی بهشون فکر نکنی؟ یا.... باید بگم که قبول دارم این قبیل چیزها تا حد زیادی به خود دو طرف ِ رابطه بستگی داره، ولی دلم می خواد ببینم چه راه حل هایی موثرتر و منطقی تره.
مساله ی دیگه ای که ذهنم رو به خودش مشغول کرده، تعهد در رابطه های طولانی بین همجنسگراها و در گی لایفه؛ چیزی که خیلی از وقتا به شکل های مختلف باعث سست شدن یا شکستن یک رابطه میشه... اما فکر می کنم بهتره در این مورد مفصل تر توی یک نامه ی دیگه بنویسم و توضیح بدم.
از این که وقت می ذاری و به نامه ی من جواب میدی واقعا سپاسگزارم. امیدوارم زندگیت سرشار از شادی باشه.
با آرزوی خوشبختی: فرید
جواب مهران به دومین نامه فرید
سلام فرید،
از نامه ات خوشحال شدم. باز هم سعی می کنم افکار و نظراتم در باره سئوالی که کرده ای را جواب دهم.
سئوال یا مسئله مورد نظر تو اینه که ما گاهی کسی را ملاقات می کنیم و ظاهرآ بعنوان دوست پسر با هم رابطه می گیریم ولی ته دل حس می کنیم که طرف اونی نیست که ما میخواهیم و دنبالش بودیم. بله این مسئله پیش می آید اما اشکالی که خیلی از ما ایرانیان داریم این است که مرحله پیش رابطه را با خود رابطه قاطی می کنیم. منظورم اینکه که خیلی از همجنسگراها تو ایران، تا یکی را توی چات روم یا جایی دیدن و دو طرف از ظاهر هم خوششان آمد و صحبتی با هم داشتن و یا حتی یکی چند بار با هم سکس داشتن، هر دو این برداشت را می کنند که دوست پسر هم هستن در حالی که واقعیت چیز دیگری است. وجود چنین مسئله ای در بین همجنسگرایان ایران شاید چند علت داشته باشد یکی مشکل دوست پیدا کردن است آن هم بخاطر شرایط ناجور و سختی هایی که همه می دانیم. دلیل دیگه شاید بدلیل محرومیتها و کمبود و خلاء های روحی و نیازهای عاطفی شدیدی که ما داریم باشد که باز بدلیل شرایط و جو سیاسی فرهنگی حاکم و نبود امکانات مثل کلوبها، مجلات و.... برای همجنسگرایان است و یک سری علت های دیگه.
در حالی که یک رابطه رسمی و جدی ممکن است با یک دیدار و آشنایی و حتی سکس شروع بشه ولی اینها علل پایداری رابطه و ادامه آن و رضایت دو طرفه نیست. به همین دلیل هم هر رابطه ای دو مرحله دارد ، یکی مرحله پیش رابطه است و دیگری مرحله تمرین رابطه و تحکیم آن. در مرحله پیش رابطه دو طرف با هم آشنا می شوند، خصوصی با هم ملاقات می کنند، به رستوران می روند، ممکن است با هم به مسافرت بروند، سکس داشته باشند، با هم مدتی رفت و آمد کنند، دوستان همدیگر را ببینند، همدیگر را در شرایط و حالات متفاوت ببینند و.... این باعث می شود که هر دو طرف همدیگر را در حالتها و موقعیتهای خیلی متفاوت و گوناگونی دیده و یک شناخت اولیه نسبت به هم بدست آورند. در این مرحله پیش رابطه هر دو طرف هیچ صحبتی در مورد شروع رابطه و اینکه دوست پسر هم هستند صورت نمی گیرد و مهمتر از همه اینکه هیچ تعهدی هم نسبت به هم ندارند بلکه صرفآ بصورت دو آشنا ( شاید کمی بیشتر) با هم رفت و آمد و گاهی سکس دارند. اگر هم کسی از آنها بپرسد که شما دوست پسر هستید جواب می دهند که نه بلکه در حال شناخت هم هستیم.
در این مرحله (که ممکن است از یکماه گرفته تا حتی یکسال)، طول می کشد، دو طرف یک شناخت نسبی از هم بدست می آورند، از احساس تشنگی جنسی و اون نیاز اولیه به کشف بدن همدیگر خارج می شوند و آن وقت است که حس می کنند علاوه بر سکس در خیلی از مسائل مهم دیگر زندگی هم نقاط اشتراک زیادی دارند. شاید شنیده ای که بعضی از پدرها وقتی پسرشان می گوید که بروید فلانی را برایم خواستگاری کنید جواب می دهند که " اول برو دستشویی و یک جلق بزن بعد تصمیم بگیر." البته شاید خیلی از پدرها این حرف را نزنن ولی بعضی ها می گن. خوب این یعنی تصمیم خود را نه بر اساس نیاز لحظه و با دخالت هورمونها و یا ظاهر طرف بلکه با عقل و منطق و بر اساس نیازهای عمقی دیگه انتخاب کن.
وقتی مدتی از دوره پیش رابطه گذشت آنوقت است که هر دو طرف یا یکی از دو طرف حس می کند که دیگری همان شخصی است که او می خواسته و پیشنهاد رابطه را می دهد. ولی از شناختی که من از بعضی از بچه های گی تو ایران دارم، این برداشت را می کنم که مثلآ یارو حتی طرف را ندیده و تنها از طریق چت روم حداکثر عکس طرف را دیده و نه یک دل بلکه صد دل عاشق دلداه می شود . یا یکی از دو طرف اصلآ هنوز در باره گی بودن خودش آن شناخت لازم را ندارد و صرفآ بدلیل نیاز جنسی با یک همجنس رابطه گرفته ولی طرفش عاشق او می شود و......خوب مسلم است که امکان شکست در اینگونه رابطه ها خیلی زیاد است و طبیعی است که چنین روابطی دوام نیاورند. بعدش هم دادشان بالا می رود که تو ایران گی لایف وجود ندارد و همه دنبال سکس هستند. به نظر من طی یک پیش مرحله برای دوام رابطه مهم است و مهمتر از آن اینکه هر دو طرف شناخت کافی از همجنسگرا بودن خود داشته باشند، همجنسگرایی خود را قبول کرده باشند و گرایش خود را بعنوان یک گرایش طبیعی و انسانی و اعتبار دار پذیرفته باشند و بدانند که حق و حقوقی دارند گیرم که دولتمردان و جامعه با این گرایش مشکل دارند. نه اینکه طرف از یک سو ادعا کند که دوست پسر دارد ولی در خانه پدر و مادرش دختری را برایش خواستاری کنند و او نتواند در خانه به آنها حالی کند که دور ازدواج او را خط بکشند. در آخر نامه ام هم یک تذکر بدهم که من هیچ مخالفتی با این مسئله ندارم که گاهی ممکن است دو نفر گی همدیگر را دیده و از هم خوششان بیاید و با هم توافق کنند که یک سکس موقتی با هم داشته باشند. اگر این مسئله با رضایت دو طرف صورت بگیرد من هیچ عیبی در آن نمی بینم اما نکته مهم این است که هر دو طرف در هر نوع رابطه ای بدانند که چگونه دوستی ای را شروع کرده اند تا بعدآ به نارضایتی و یاس و سرخوردگی دچار نشوند.
امیدوارم جواب سئوالت را داده باشم. در انتظار نامه بعدی ات خواهم بود.
خوش و خرم باش
مهران
