سومین نامه فرید به مهران و جواب آن
نامه ی سوم فرید به مهران
سلام مهران جان.
از جواب پرباری که داده بودی متشکرم، چند بار خوندمش، نامه ت خیلی جالب بود و نکاتی داشت که خیلی می تونه به من کمک کنه.
اما قرار بود این دفعه در مورد تعهد صحبت کنم... خب راستش برای خود من خنده داره که می بینم کسانی که هنوز چند روز بیشتر نیست که با هم آشنا شدن و هنوز شناختی از هم ندارن، می خوان که به هم تعهد بدن که طرف مقابل با هیچ کس دیگه ای هیچ رابطه ی عاطفی یا جنسی نداشته باشه. خب مسلمه که این جور رابطه ها بیشتر شبیه تصاحب و تملک و اسارته تا دوستی و پارتنرشیپ. اما از یه طرف برام سواله که آیا اصلا دو نفر که می خوان با هم باشن باید به هم هیچ جور تعهدی بدن؟ باید خودشون رو از لحاظ عاطفی یا جنسی محدود به هم کنن؟ و از طرف دیگه با خودم می گم که اگر تعهدی در بین نباشه آیا می شه یک رابطه ی محکم و موندگار و دوطرفه داشت؟ خب باید اعتراف کنم که خودم هنوز جواب قطعی برای این سوال هام ندارم. اما می دونم خیلی از اوقات دو نفر توی رابطه ای که دارن به یه مرحله ای می رسن که احساس می کنن دیگه نمی خوان با کس دیگه ای باشن و فکر می کنن همین شخصی که باهاش هستن جوابگوی همه نیازها و احساس های جسمی و روحی شون هست. خب این خوبه، خیلی خوبه، ولی این یک حالتیه که خود به خود و با زمان به وجود میاد، نه با یک قول و قرار لفظی بین دو طرف. مشکلی که خود من با دوست پسرهای سابقم داشتم این بوده که احساس می کردم تعهدی که به هم می دیم به جای این که فایده ای داشته باشه، بیشتر یک چیز تصنعی و آزار دهنده ست....
حالا می خوام که – اگه حمل بر فضولی نباشه – ازت بپرسم رابطه ی تو و دوست پسرت چطوریه؟ آیا شما رسما و علنا به هم تعهدی دادین؟ و اگر این طور بوده تا چه حد؟ یعنی چه محدودیت هایی توی رابطه تون در نظر گرفتین؟ و آیا این تعهدها مشکلی (مثلا احساس اسارت یا تنهایی) برای هیچ کدومتون به وجود نیاورده؟ و دیگه این که (ببخشید این سوال یک کم خصوصی تره) که توی این مدت آیا شده که از کس دیگه ای خوشت بیاد و خواسته باشی با اون آدم تازه یک رابطه ی عاطفی یا جنسی برقرار کنی؟ در همچین موقعیتی چیکار کردی؟
خب می دونم که یک مقدار از سوال هام خصوصی شد اما تو هر چقدر که راحتی به من جواب بده. من فقط می خوام بفهمم که توی رابطه های موفق، تعهد چجوریه.
خوش و خرم باشی،
قربانت فرید.
پاسخ مهران به سومین نامه فرید
سلام فرید،
باز هم از نامه ات تشکر می کنم و خوشحالم که داریم به هم در مورد مسائل مهمی که حتی ممکنه برای دیگران هم جالب و خواندنی باشند، اینقدر راحت با هم صحبت می کنیم. چند سئوال عمده در نامه ات مطرح کرده بودی که تقریبآ احتیاج به جواب مفصل دارند و امیدورارم حوصله خواندن داشته باشی.
اول از هر چیز ظاهرآ منظور تو و حتی دیگران از تعهد این است که یعنی دو نفر که با هم هستند با کس دیگری سکس نداشته باشند، نه تعهد در مسائل دیگر. این نوع تعریف از تعهد از یکطرف محدود کردن مفهوم تعهد است و از طرف دیگر این جور تعهد یک سابقه تاریخی دازد که ما نباید آن را فراموش کنیم. ببین، تاریخآ که نگاه کنیم روابط زن و مردها قبلآ اینطور نبوده که هر زن و مردی فقط با خودشان سکس داشته باشند، اما از بعد از شکل گیری مالکیت خصوصی و به همراه آن شروع مردسالاری این موضوع که مالکیت و دارایی پدر حتمآ به فرزندان او برسد هم اهمیت پیدا کرد. مردها که میتوانند با زنهای زیادی سکس داشته باشند و تعداد زیادی از زنان را حتی بطور " همزمان" آبستن کنند، پس موضوع " تملک " زن و اینکه زن حتمآ باید فقط به یک مرد وابسته باشد تا آن مرد و جامعه بداند که فرزندان این زوج چه کسانی هستند و دارایی مرد باید به چه کسانی برسد مطرح شد. حالا این را داشته باش تا جنبه دوم مسئله را هم بگویم؛ تظاهر و تبلور جنسیت و سکس زن و مرد با هم فرق دارند، از جمله اینکه زنان ( عمومآ) نمیتوانند به صرف دیدن و خوش تیپ دانستن یک مرد با او سکس داشته باشند. زنان تمایل به این دارند که طرف را عمقی تر بشناسند، خصوصیات و حالات و اخلاق و شکل برخورد او را هم بپسندند، یعنی بمحض دیدن و خوش آمدن هوس سکس بلافاصله نمی کنند نه اینکه فقط عقلی و منطقی برخورد می کنند بلکه " هورمونهای" جفت گیری اشان (اگر بشود چنین اصطلاحی را بکار برد) بلافاصله بکار نمی افتند. در حالی که تبلور جنسیت مردها ( فارغ از اینکه همجنسگرا باشند یا دگرجنسگرا) طور دیگری است. شاید خود تو هم این را تجربه کرده ای. یعنی وقتی مردی طرف خودش را می بیند همان لحظه می پسندد، اگر امکانش وجود داشته باشد براحتی میتواند با طرف سکس داشته باشد. فکر کنم توی مجله سکاف ( اگر خوانده باشی) و حتی در مجله ماها هم به این چیزها اشاره شده است. پس بیشتر از این وارد جزئیات نمی شوم. و نتیجه می گیرم که این تعهد مورد نظر تو از یک طرف ریشه مردسالاری دارد( نه اینکه تو مرد سالار هستی بلکه از فرهنگ مردسالاری ناشی شده) و از جنبه ای هم به هویت و حالات چنسیت مرد مربوط می شود.
شاید بد نباشد این را هم بگویم که در بین بعضی از نظریه پردازان همجنسگرا بعضی ها بر این اعتقادند که با توجه به موارد مورد اشاره، همجنسگرایان اصولآ باید از تعهد تعریف جدیدی ارائه دهند و خود را از رسوبات مرد سالاری و فرهنگ ضد همجنسگرایی آزاد کنند. این نظریه پردازان بر این باورند که
هر چه جامعه بیشتر دچار پیشرفت و تحول شود و هر چه مردسالاری ضعیف تر گردد و زنان از قدرت اقتصادی و اجتماعی استقلال بیشتری برخوردار شوند، به همان نسبت موضوع "تعهد" هم در جامعه ( از جمله در بین دگرجنسگرایان) بیشتر رنگ می بازد.
نوعی از عشق و رابطه هست که حتمآ آن را شنیده ای و به نام " عشق افلاطونی " معروف است. در رابطه دو نفری که به هم عشق افلاطونی دارند هر گونه تعهد و احترام و وابستگی دو طرفه وجود دارد بدون آنکه دو طرف با هم سکس داشته باشند. ( هیچ سکس با هم ندارند).
خیلی ها عشق و سکس را با هم یکی و حتی مترادف هم می دانند. در حالی که برای من این دو با هم یکی نیستند. ممکن است دو نفری که عاشق هم هستند در سکس فقط به هم اکتفا کنند اما باز دو نفر میتوانند عاشق هم باشند و در عین حال توان این را داشته باشند که اگر امکانش پیش بیاید، بطور لحظه ای و صرفآ برای هوس، با فرد دیگری هم سکس بکنند بدون آنکه در شدت علاقه و عشق آنها به جفت خود خلیلی وارد شود.
مطرح کرده بودی که
" آیا اصلا دو نفر که می خوان با هم باشن باید به هم هیچ جور تعهدی بدن؟ باید خودشون رو از لحاظ عاطفی یا جنسی محدود به هم کنن؟ و از طرف دیگه با خودم می گم که اگر تعهدی در بین نباشه آیا می شه یک رابطه ی محکم و موندگار و دوطرفه داشت"
این سئوال جواب ثابت و مشخصی ندارد و هر کسی ( و همینطور هر جفتی) باید جواب خاص خود را ارائه دهند. " تعهد" دادن به یک نفر که دیگه با فرد دیگری سکس نخوهیم داشت و زیر پا گذاشتن این تعهد مختص همجنسگرایان نیست. کافی است به پرونده های موج.د در دادگاههای خانواده، به مشکلات و درگیری و خشونتهای درون خانواده ها، به آمار قتل و جنایات چاپ شده در روزنامه ها دقت کنی و آنوقت خواهی دید که وفا نکردن به اینگونه تعهد در حد گسترده ای در بین دگر جنسگرایان هم رواج دارد. تازه برای دیدن تصویر واقعی، باید محققان آماری از زن و شوهرهایی بگیرند که اتاق خواب جداگانه دارند. همه اینها در حالی است که دگرجنسگرایان در هنگام عقد، کلی به قران و دین خود قسم می خورند که تا آخر با هم باشند، به هم خیانت نکنند و....تازه جامعه و حکومت سالانه زوج های برتر و خوشبخت را معرفی و به آنها جایزه می دهند و هزاران مؤسسه حل اختلاف خانوادگی در جامعه وجود دارد، و.....و در مقابل اینهمه محدودیت فرهنگی و قانونی برای ما همجنسگرایان اعمال می کنند و برعلیه روابط ما سم پاشی و آن را بد و غیر اخلاقی می دانند.
بنا به شناخت شخصی خودم من بر این نظرم که هر چه جامعه بسته تر باشد و هر چه موضوع سکس و جنسیت تابوی بزرگتری باشد به همان نسبت هم مسئله تعهد بیشتر به دغدغه ذهنی همجنسگرایان آن جامعه تبدیل می شود. بنابر همه اینها، فکر می کنم لازم است که همه ما برای خودمان روشن کنیم که کلآ چه تعریفی از تعهد داریم و تا چه اندازه مرزهای آن را محدود یا گسترده نگه می داریم.
اینکه دو نفر که میخواهند با هم باشند آیا باید تعهدی به هم بدهند یا نه را من قضاوت نمی کنم . از آنجا که شکل و چارچوب رابطه ای که دو نفر عاقل و بالغ و بر اساس اختیار و حق انتخاب خود با هم برقرار می کنند، به تصمیم مشترک آن دو فرد مربوط می شود و سود و ضرر آن هم به خودشان می رسد و حریم خصوصی و آزادی زندگی شخصی من از آن تاثیر نمی گیرد، پس من به خودم اجازه نمی دهم که در باره رابطه آنها قضاوت کنم یا آن را محکوم کنم. ( درست همان حقی که ما همجنسگرایان از جامعه می طلبیم که در باره شکل، هویت و ارزش روابط ما همجنسگرایان قضاوت اخلاقی نکند و آن را به خود ما واگذار کند)
من و دوست پسرم همین حالا دوستان ( جفت )همجنسگرایی داریم که انواع روابط با هم دارند، از جمله یک جفت هست که حدود 22 سال است با هم هستند. ما می دانیم( خودشان گفته اند) که آنها اگر فرد سومی را پیدا کنند با هم مشترکآ و بصورت گروهی سکس می کنند، اگر هم طوری بشود که مثلآ یکی از آنها فردی را برای سکس پیدا کند، بدون پنهانکاری از دوستش این کار را می کند. این درحالی است که این جفت دارای شغل و موقعیت اجتماعی خوبی هستند، افرادی دارای شخصیت و احترامند، با هم خانه مشترک دارند و وصیت نامه هم نوشته اند که در صورت درگذشت یکی از آنها دارایی او به جفتش برسد. نمونه دیگر دوستان _ جفت) همجنسگرایی داریم که آنها هم با هم خانه مشترک دانرد و بیش از دهسال است که با هستند اما اتاق خواب جداگانه دارند و هر کدام از آنها فرد دیگری را برای سکس پیدا می کند بدون آنکه تمایلی به جدا شدن از هم داشته باشند چون تعلقات، علاق مشترک و کلآ زندگی احساسی آنها طوری است که از با هم بودن و زندگی با هم احساس راحتی و آرامش می کنند. در مقابل دو جفت دیگر همجنسگرا در بین دوستان ما هستند که به هیچوجه تمایلی با داشتن سکس با فرد دیگری نیستند و فقط با خودشان هستند. جالب که همه اینها جفت های مختلف دوستان مشترک هستند و همدیگر را می شناسند و راحت از شکل روابط خود صحبت می کنند بدون آنکه جفت دیگری بخواهد در مورد آن قضاوتی بکند.
من و دوستم هم فقط با خودمان رابطه داریم و با هیچ فرد دیگری سکس نمی کنیم. اما این بدان معنا نیست که من بخواهم این شکل رابطه که به طبع و ذوق ما دو نفر می خورد را بخواهم همه از آن پیروی کنند یا فکر کنم که من و دوستم بدلیل داشتن چنین رابطه ای حتمآ از آنها که رابطه باز با هم دارند برتر و بهتریم یا اخلاق بهتری داریم. نه به هیچ وجه چنین قضاوتی نمی کنم.
پرسیده بودی که " توی این مدت آیا شده که از کس دیگه ای خوشت بیاد و خواسته باشی با اون آدم تازه یک رابطه ی عاطفی یا جنسی برقرار کنی؟ در همچین موقعیتی چیکار کردی؟
من از وقتی که با این دوستم آشنا شدم، حتی برای یک لحظه هم نشده که خواسته باشم با فرد دیگری رابطه عاطفی برقرار کنم. چون از این جهت با دوستم کاملآ راضی هستم و کمبودی ندارم. اما در مورد کشش جنسی؟ بله بارها شده که فردی را دیده ام که از طرف خوشم آمده و حتی هوس سکس با طرف هم در درونم گل کرده اما اینکار را نکرده ام. به این دلیل ساده که این دوستم آنقدر برایم ارزش دارد که به هیچوجه نمی خواهم او را آزرده خاطر کنم. البته می دانم که اگر با کس دیگری سکس بکنم از ارزش و احساس من بدوستم چیزی کم نمی شود با اینهمه چون می دانم که او به من اعتماد دارد نمی خواهم از اعتمادش سوء استفاده کنم. از طرف دیگر به دلیل وجود خطر ایدز من سعی می کنم از گرفتن رابطه جنسی با افراد دیگر خودداری کنم.
ولی این را هم اضافه کنم که اگر مثلآ در آینده دوستم بیاید و بگوید که با یکی سکس موقتی داشته، هر چند که ناراحت می شوم ولی دعوا نخواهم کرد و رابطه را قطع نخواهم کرد چون دوستم و احساس عمیق او نسبت به خودم را می شناسم. و از آن گذشته من صاحب و مالک او نیستم. و مسئله دیگر اینکه من عشق و سکس را مترادف هم نمی دانم. از جهتی شاید برایت گفته ام که قبلآ در روابطی قرار داشته ام که مزه سکس داغ را چشیده ام اما منهای سکس داغ هیچ چیز دیگری به من نداده اند و رابطه مشترک و متعهد یک جفت نمی تواند تنها و صرفآ بر بنیاد سکس داغ بنا شود.
من سعی کردم مسائل را خیلی باز کنم تا توانسته باشم بصورت چند وجهی با موضوع برخورد کنم. با اینهمه با ز می گویم که این چیزها صرفآ نظرات شخصی من هستند و من پیغمبر و فرستاده خدا نیستم.
خوش و خرم باش
مهران
