تبليغاتX
نامه نگاری دو دوست همجنسگرا با هم - ششمین نامه فرید به مهران و جواب آن

نامه نگاری دو دوست همجنسگرا با هم

نامه ها و تبادل تجربه دو همجنسگرای ایرانی در داخل و خارج کشور

ششمین نامه فرید به مهران و جواب آن

نامه ی ششم فرید به مهران

 

سلام مهران عزیز.

توی نامه ی قبلی حرف هایی زدی که تا حدی برام تازگی داشت و جالب بود. خب، بعضی از این حرف ها هنوز برای من قابل درک نیست و البته همین که من با این مسایل آشنا بشم می تونه توی تصمیم گیری های آینده م موثر باشه.

اما توی این نامه هم قصد دارم از چیزی صحبت کنم که ما گی ها توی ایران خیلی باهاش مشکل داریم و اون هم رو کردن ِ (یا کامینگ آوت) گی بودن خودمونه. من در این مورد گاهی چیزایی تو مجله ی ماها می خونم (نمی دونم که آیا تو با این مجله آشنا هستی یا نه؟) و بعضی وقت ها هم می شنوم که بعضی ها در خانواده شون کامینگ آوت کردن، که اغلب هم تجربه ی ناخوشایندی بوده. خب، من نمی دونم که سن تو چقدره و زندگی خصوصی تو و ارتباطت با خانواده ت بی اطلاعم. اما دلم می خواد دو تا مساله رو بدونم: یکی این که بالاخره با گذشت این مدت طولانی اگر هم خودت چیزی به خانواده نگفته باشی حتما اونها چیزهایی فهمیدن، و در هر حال برخورد اونها چی بوده؟ مساله ی دوم که دونستنش برام تا حدی جالب تره، برخورد خانواده ها در خارج با همجنسگرایی بچه هاشونه. چون می شنوم و می بینم که خیلی ها توی ایران فکر می کنن توی خارج جو فکری و فرهنگی برای گی ها و لزبین ها کاملا مساعده، ولی من با همین اطلاعات کمی که از دنیای خارج از ایران دارم، می تونم حدس بزنم که این تفکر کاملا بی ربطه.

خود من با شناختی که از خانواده و جامعه ی اینجا دارم، با رو کردن و علنی کردن همجنسگرایی مخالفم، مگر این که در حالت استثنایی، محیطی که آدم توش هست برای این که مساعد باشه، که اون هم خیلی جای احتیاط داره.

این بار هم مشتاقانه منتظر رسیدن ایمیل تو و خوندن جوابت هستم.

پیروز باشی: فرید

پاسخ مهران به ششمین نامه  فرید

سلام فرید. اینبار هم سعی می کنم به اصل سئوالات در نامه ات جواب دهم. اول در باره خودم پرسیده بودی. من وقتی که به خارج آمدم شناختی از همجنسگرایی خودم نداشتم اما یادم می آید که از کودکی این احساس در من بوده و حتی مثل خیلی های دیگر در دوره راهنمایی و دبیرستان هم گاهی عاشق همکلاسی هایم می شدم اما ترس ، بد دانستن سکس با همجنس و چیزهای دیگر مانع از آن می شد که با کسی رابطه جنسی برقرار کنم اما با این وجود در سال آخر دبیرستان دو باردر یک شرایطی قرار گرفتم که به سکس خیلی ساده با یک همجنس منجر شد. در خارج چندین سال طول کشید تا توانستم این مسئله را برای خودم حل کنم و چه خون دل که در این راه نخوردم. چون اصلآ نمی توانستم قبول کنم که من گی هستم. حتی زمانی دوست دختر خارجی هم داشتم ولی در نهایت به دوست دخترم گفتم که من گی هستم و او هم قبول کرد و با هم به شکل دو دوست رابطه را ادامه دادیم و حتی دوست پسرم را هم ملاقات کرد. در مورد خانواده ام آنها در اوائل خیلی فشار می آوردند که من ازدواج کنم اما زیر بار آنها نرفتم. نگفتم که من گی هستم بلکه گفتم که من به کسی اجازه نمی دهم که برای زندگی ام تصمیم بگیرد آنهم از راه دور. به آنها گفتم که من عاقل و بالغ هستم و خوب و بد خودم را می دانم. گفتند اشتباه می کنی. گفتم اشتباه کردن هم حق من است. من به خود شما نگفتم که در زندگی چکار باید بکنید، پس اجازه دخالت در زندگی ام را بخود ندهید. گفتم که این زندگی مال من است و من دوست دارم که این زندگی شخصی ام را همانطور که می خواهم و دوست دارم طی کنم نه برای خوشایند افراد دیگر و.... البته همه اینها را یکجا به آنها نگفتم بلکه بمرور و هر بار که تماس گرفته می شد. اما آنها هی زنگ می زدند و اصرار می کردند. تا اینکه به آنها اولتیماتوم دادم که اگر همچنان بخواهید در زندگی من دخالت کنیم ارتباطم را قطع می کنم و بعد فقط با اون برادر و خواهری زنگ می زدم که در اینباره حرفی نمی زدند و وقتی ازم می پرسیدند که چرا با بقیه تماس نمی گیرم، می گفتم به این دلیل با بقیه تماس نمی گیرم که قصد دخالت در زندگی ام را دارند. حتی در دیداری که بعدآ با اعضاء خانواده داشتم بطور علنی از همجنسگرایان و حقوق آنها دفاع کردم و گفتم که در نتیجه مطالعه به این اطلاعات رسیده ام. اما نگفتم که خودم همجنسگرا هستم. از آن روز به بعد حداقل دو نفر از برادرانم در اینباره سکوت کامل کرده اند و خواهرانم هم می گوید هر کاری بکنی ما حرفی نداریم. حدس من این است که آنها حداقل در باره همجنسگرا بودن من شک دارند. اما من مشکلی ندارم. در پاسخ سئوال بعدی که وضع همجنسگرایان خارج با خانواده هایشان چطور است باید بگویم که بستگی به این دارد که در کدام شهرزندگی می کنی. مثلآ در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا همجنسگرایی یک مسئله عادی است و افراد نه تنها به خانواده خود اعلام می کنند بلکه همکاران و دوستان آنها همه می دانند که گی یا لزبین هستند. مثلآ خود من سرکار یک همکار لزبین و یک همکار گی دارم که همه می دانند و همکار لزبین قرار است ماه دیگر با دوست دخترش ازدواج کند و بقیه همکاران را هم دعوت کرده و از همین حالا کادویی برای او خریده ایم. اما موضوع را نمی توان عمومی کرد. منظورم این است که پذیرش همجنسگرایی خود و علنی شدن یک پروسه است که هر چند محیط و امکان دسترسی به اطلاعات در آن تاثیر دارد اما در کل یک مسئله شخصی است و افراد همجنسگرا که خود را علنی نمی کنند و تنها زندگی می کنند یا حتی با جنس مخالف هم ازدواج می کنند و مخفیانه به سکس با همجنس رو می آورند، زیادند. منظورم این است که علنی شدن یک پروسه است و هر کسی تا یک حدی این پروسه را طی می کندو. یکی ممکن است فقط به دوستانش بگه، یکی ممکن است به دوستانش بگه ولی سر کار این را مخفی نگه دارد، یا سر کار هم بگوید ولی به خانواده خود نگوید یا به خانواده بگوید ولی دوستان وهمکاران خود را مطلع نکند. حتی افراد همجنسگرایی هستند که با جنس مخالف هم ازدواج کرده اند ولی به همسر خود اعلام می کنند که همجنسگرا هستند یا ممکن است به همسر خود نگویند ولی با دوستان خود اعلام کنند و.... خلاصه نمونه های زیادی میتوان مثال آورد. حتمآ این را می دانی که از ابد الدهر همجنسگرایی تو اروپا و آمریکا آزاد نبوده و این پروسه از چند دهه قبل شروع شد و مسلمآ برای این جوامع هم طول می کشد. تازه تعداد مسیحیان خشکه مذهبی هم یادت نره که آنها هم بشدت بر علیه همجنسگرایی تبلیغ می کنند ولی سکولار بودن فرهنگ مردم جوامع غربی باعث شده که کسی به ترهات مذهبیون وقعی ننهد. اما خوب در روستاها و شهرهای کوچکتر ممکن است وضع طور دیگری باشد.

نظر خود من این است که هر کسی باید خودش در این باره تصمیم بگیرد و نمی توان یک نسخه برای همه افراد پیچید اما بهتر است اگر افراد داخل ایران امکان علنی کردن خود را داشته باشند، چه بهتر که این کار را بکنند چون وقتی مردم با یک فرد همجنسگرا بطور علنی و زنده و حاضر روبرو می شوند شناخت خیلی بهتری از این پدیده بدست می آورند و راحتر در باره آن حرف می زنند و نظرات خود را اصلاح می کنند. تنها خواندن در مجلات و کتابها کافی نیست. برای خود من بسیار پیش آمده که در جمع های ایرانی، همجنسگرا بودن خودم را اعلام کرده ام و بارها شده که افراد در چنین مواقعی سئوالاتی از من پرسیده اند که صادقانه بوده و قصد بدی نداشته اند و من هم تا آنجا که می توانم برایشان توضیح می دهم. اما اینطور نیست که همه جا و در هر جمعی بخواهم همجنسگرایی خودم را جار بزنم. ولی هیچوقت خودم را یک دگرجنسگرا هم معرفی نمی کنم و در هر جمعی و هر جایی هر کسی از من سئوال کرده که آیا زن دارم جوابم این بوده که من گی هستم و دوست پسر دارم. یا اگر در جایی از همجنسگرایان بدگویی شود، دفاع می کنم که باید اعتراف کنم به چنین موردی برنخورده ام که کسی بخواهد به همجنسگرایان در یک جمع بدگویی کند. چون اگر در جمعی کسی از همجنسگرایی بد بگوید بعنوان یک فرد متعصب و از نظر فکری و فرهنگی عقب مانده با او برخورد می شود و خود دگرجنسگرایان حاظر طرف را سر جایش می نشانند.

خوش و خرم باش

مهران

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 23:25  توسط دو دوست همجنسگرا  |