هشتمین نامه فرید به مهران و جواب آن
نامه ی هشتم فرید به مهران
سلام مهران جان.
لازمه که یک بار دیگه از وقتی که گذاشتی و جوابهای سنجیدهای که تا حالا به نامههام دادی تشکر کنم.
این بار میخوام ازت دربارهی دین بپرسم. من نمیدونم خود تو آیا دین خاصی داری یا نه، و اگر داری آیا همجنسگرا بودنت با دین ات تداخلی داشته یا نه. راستش خود من فکر میکنم حرفی مثل «همجنسگرای مسلمان» خنده داره. دین اسلام – که من مثل همهی دینهای دیگه بهش احترام میذارم – مشخصا با رابطهی جنسی دو همجنس مخالفت کرده. به نظر من این زشته که بخوایم به زور و با مثله کردن دین، اون رو با همجنسگرایی آشتی بدیم. اصلا چرا اصرار داریم که دین با همجنسگرا بودن جور در بیاد؟ آیا انسان بودن فقط با مقید بودن به یک دین رسمی امکانپذیره؟ آیا خودمون رو گول نمیزنیم؟ از چی میترسیم؟؟
من فکر میکنم یک انسان آزاد، و انسانی که ظرفیتهای خودش رو شناخته باشه سعی نمیکنه با تفسیر به رای کردن مسائل دینی، گرایش خودش رو توجیه کنه. و نمیدونم چرا فکر میکنیم این که رابطهی جنسی ِ دو همجنس در دین منع شده، باید این قدر دغدغه و مشکلساز بشه...
خب، باز هم ازت ممنونم و خوشحالم که این مدت با هم در تماس بودیم. برات روزهایی خوش و شاد رو آرزو میکنم.
قربانت: فرید
پاسخ مهران به هشتمین نامه فرید
سلام فرید
سئوالی که تو این نامه کرده ای بسیار مهم و برایم جالب بود. خود من به هیچ دین خاصی اعتقاد ندارم و خودم را سکولار می دانم. دین و مذهب داری هیچوقت ملاک انسان بودن نبوده و نیست.
من بر این اعتقادم که مخالفت ادیان ابراهیمی ( یهودیت، مسیحیت و اسلام ) با موضوع همجنسگرایی از دین یهود شروع شد و آن هم بدلیل شرایط زیستی قوم یهود در آن قرنها می باشد. مسیحیت و اسلام هم در ادامه دین یهود آمده اند و بسیاری از آموزشها و تعالیم مسیحیت و اسلام از یهودیت سرچشمه می گیرند از جمله داستان قوم لوط که ابتدا در کتاب یهودیان و از آنجا به کتاب دینی مسیحیان و سپس به قرآن و اسلام راه یافته است.
همانطور که میدانی قرائت ها از دین و مذهب بسیار متفاوت هستند و هر کسی بر اساس آموزش های خانوادگی، اجتماعی خویش و بنا بر سطح رشد جامعه و با توجه به اطلاعات و دانشی که دارد، از دین و مذهب خود یک برداشت می کند. همه مسلمانان جهان در تعریف اینکه اسلام چیست و کدام احکام آن باید اجرا شوند یا نشوند توافق ندارند. این از پوشش زنان گرفته تا ماهی بدون فلس خوردن تا هنگام ورود به توالت کدام پا را اول گذاشتن تا مسائل جنسی شامل می شود. این قضیه در مورد دین یهود و مسیحیت و حتی دیگر ادیان هم صدق می کند. حتمآ می دانی که چندین سال است که در غرب و حتی اسرائیل در مورد اینکه یک کشیش یا خاخام میتواند همجنسگرا باشد یا نه کلی بحث است و هنوز هم توافقی حاصل نشده، یا در این مورد که آیا یک زن هم می تواند امام جمعه یا آیت الله یا کشیش شود یا نه. وقتی ما می بینیم که قرائتها در هر عرصه ای که رویش دست بگذاریم متفاوت است چرا ما بخواهیم به اون قرائت دینی که با همجنسگرایی مخالفت می کند تن در دهیم؟ تو درست می گوئی، بهتر این است که مثلآ زنان یا همجنسگرایان که حقوق اشان توسط دین نادیده گرفته می شود، عطای دین را به لقایش ببخشند و ترک دین کنند و سکولار یا لائیک شوند و وقعی به احکام دست و پا گیر و سرکوب کننده حقوق خود، ننهند. این شاید منطقی ترین برخورد بنظر برسد، اما مسئله به این سادگی نیست. از یک طرف عده ای از همجنسگرایان عمیقآ، قلبآ و صادقانه به خدا و تعالیم دینی باور دارند. چرا ما باید آنها را در برابر یک انتخاب قرار دهیم که بین هویت جنسی همجنسگرایانه و دین خود حتمآ باید یکی را انتخاب کنند. بخصوص که اعتقاد و باور های فکری هر انسانی بعدی از هویت فردی او را تشکیل می دهند درست همانطور که گرایش و نیازهای جنسی، بعد دیگری از هویت فردی او هستند. باید انسانها را با ابعاد مختلف هویت انسانی اشان ارج نهیم و هر انسانی خود ویژه و دارای هویتی مستقل و قائم بذات است.
از طرف دیگر اگربه همجنسگرایان مذهبی بگوئیم حالا که دین با گرایش جنسی شما ناسازگار است، پس بهتر است از دین خود دست بکشید، در واقع ناخودآگاه دین را دو دستی به متعصبان مذهبی واگذار کرده ایم.
فرهنگ اجتماعی و مذهب از همدیگر تآثیر می پذیرند و هر اجتماعی برای اصلاح فرهنگی خود بناچار باید به بازبینی بینش خود از مذهب خود هم بپردازد. یعنی برای مدرن شدن جامعه کافی نیست که غیر مذهبی ها مدرن شوند، بلکه مذهبی های ما هم بایستی به قرائت مدرنی از دین خود برسند تا تعادل لازم در حرکت بسمت جامعه ای آزاد و از نظر فرهنگی پیشرفته حاصل شود. از طرف دیگر همجنسگرایان مذهبی همانقدر در تملک دین و تفسیر آن حق دارند که متعصبان مذهبی. پس باید با حمایت و پشتیبانی از همجنسگرایان مذهبی و تشویق آنان به ارائه تفسیر و قرائت امروزی از دین، میدان را از دست متعصبان مذهبی باز پس بگیرند.
در این راه تجارب ممالک غربی به ما کمک می کنند؛ زمانی در غرب این موضوع که یک زن یا یک همجنسگرا هم حق دارد کشیش و رهبر مذهبی شود، خنده دار به نظر می رسید اما همجنسگرایان مسیحی بر حق خود در بازخوانی انجیل پافشاری کردند، زنان و بخصوص فمینستها هم ، زنان مذهبی را برای اینکار ( کشیش شدن در صورت تمایل) مورد تشویق و حمایت قرار دادند، نو اندیشان دینی هم بودند. این سه نیرو ( فمینیستها، همجنسگرایان و نواندیشان دینی) و همینطور سکولارها موفق شدند در طی یک پروسه ای افکار اجتماعی را به حمایت از خود جلب کنند و توانستند در اصلاح دین مسیحی تاثیرات زیادی بگذارند. امروزه در غرب کشیش بودن یک همجنسگرا یا یک زن تعجبی بر نمی انگیزاند و مسئله تا حدود زیادی جا افتاده است. ما ایرانیان هم می توانیم چنین کنیم.
این مسئله مذهب و همجنسگرایی تا حدودی به موضوع ازدواج همجنسگرایان شبیه است. برداشت همجنسگرایان از خانواده، ازدواج و روابط مشترک با برداشت سنتی از این مسائل تفاوت دارد اما در عین حال همجنسگرایان بر حق خود در ثبت روابط مشترک خویش " ازدواج" تاکید می کنند . فارغ از اینکه از نظر دیدگاهی و اصولی موافق یا مخالف "ازدواج" همجنسگرایان باشم اما با اینهمه از این مبارزه دفاع می کنم چون آن را در خدمت تضعیف دیدگاه سنتی که آن را ناعادلانه می دانم، تشخیص می دهم.
در باره پیشنهادت مبنی بر خاتمه اینگونه نامه نگاری ها موافقم و امیدوارم در این نامه نگاریها موفق شده باشم که دیدگاههای خودم در باره مسائل مطروحه در جنبش همجنسگرایان را برایت روشن کنم. اما یک سئوال برایم باقی است و آن هم سئوال مهمی که فکر می کنم حداقل رهبران جنبش همجنسگرایان باید درباره آن شناخت و موضع روشنی داشته باشند. پس اگر اجازه دهی من در اینجا سئوالم را مطرح و تو میتونی در نامه بعدی به آن جواب دهی. سئوال من این است: نظر تو در باره اروتیک و پورنوگرافی چیست؟ و آیا فکر میکنی که همجنسگرایان باید مخالف پورنو گرافی باشند یا موافق آن؟ چرا؟ امیدوارم در نامه بعدی ات به این سئوال جواب دهی. پس منتظر نامه ات می مانم.
خوش و خرم باش
مهران
